کد خبر: ۴۴۶۰۱۰
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۶ - ۰۷:۲۸ 22 June 2017
خانم داودی|وقتی وارد دانشگاه شدم ، هدفم را رسیدن به مدارج بالای علمی تعیین کردم اما نبود پدر بعنوان یک حامی مالی و معنوی در زندگی را همیشه احساس می کردم،پدری که برای هر دختر پشتوانه ای استوار و مستحکم است.

ترس از وجود موانع فراوان بویژه تحصیل در شهری دیگر و نبود آینده شغلی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی در شهرهای استان ما که با وجود خشکسالیهای چندسال اخیر حتی امید به مشاغل سنتی همچون کشاورزی نبود چه رسد به مشاغل صنعتی که هیچ چشم انداز روشنی برای آن در منطقه ما تعریف نشده بود ، این مسائل گاهی اوقات باعث کاهش انگیزه ام می شد اما وقتی یاد حمایتهای بی دریغ مادر پیرم می افتادم و تحمل سالها سختی و فشار زندگی را در چشمانش میدیدم با اشتیاق بیشتری به تحصیل علاقه مند میشدم.

حال که در مقطع کارشناسی ارشد رشته ریاضی فارغ التحصیل شدم همه را مدیون حمایتهای مادر و کمیته امداد امام(ره) هستم.

ماه مبارک رمضان آغاز شده بود و بسیار خوشحال بودم که در کنار خانواده ، لیاقت درک ماه میهمانی الهی را دارم.
چند روز پیش از طرف کمیته امداد چابهار به ضیافت افطاری دعوت شدیم که گویا به میزبانی شرکت پتروشیمی مکران برگزار میشد.

اصلا فکر نمی کردم مسئولین شرکتی که در حال آماده سازی زیرساختهای خودش هست و هنوز به تولید و بهره برداری نرسیده ، در چنین مراسماتی ورود پیدا کند. 
وقتی به همراه مادرم وارد سالن برگزاری مراسم افطاری شدیم چندنفر کنار درب ورودی سالن ایستاده بودن و به ما و سایر ایتام و میهمانان خوش آمد میگفتن که بعد وقتی فهمیدیم اون آقایون از مدیران شرکت پتروشیمی هستن که از تهران تشریف آوردن واقعا شگفت زده شدیم.
مسئولین زیادی در کنار خانواده های ایتام و مددجویان کمیته امداد بر سر یک سفره روزه خود را افطار نمودند ، بعد از افطار و نماز وقتی اسمم را جهت تقدیر شنیدم یک لحظه باورم نشد که موفقیت تحصیلی من میان مدیران این شرکت دیده شده است قبل از اینکه از جای خودم بلند بشم دیدم یک مرد میانسال به همراه چندنفر دیگه به سمت ما اومدن ، اون مرد با تبسمی بر لب هدیه ای به من و مادرم داد و بعد از تشکر از ما از من خواست تا هرگز از فراگرفتن علم و دانش خسته نشم تا برای آینده این خطه از کشورم مثمرثمر باشم.
بعد از اینکه از ما خداحافظی کردن مطلع شدم ایشون مدیرعامل شرکت توسعه پتروشیمی نگین مکران ، جناب مهندس موثقی نیا هستند.
برای لحظاتی احساس کردم بعد از تحمل مشکلات فراوان دوران تحصیل ، صدای پدرم را میشنیدم که میگفت: دخترم باعث افتخار من و مردم مکران شده ای.

با این احساسات خوب ، اونشب خستگی زمان تحصیل و غم دوری پدر را فراموش کردم و با دعا برای همه مسئولین و دلسوزانی که برای رشد و توسعه این منطقه گام برداشتند به خواب رفتم

نوشته ای از سرکارخانم داوودی چابهار
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
United Kingdom
|
۰۷:۵۴ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۷
ملاقات فرماندار از نزدیک و این تعداد مدیران ارشد کشور برای آدم های معمولی بعضی اوقات آرزو است.چه رسد به اطفال یتیم و محروم منطقه ای محروم به مانند چابهار.به نوبه خود به مدیران چابهار،مدیران خوش ذوق کمیته امدادو مدیران پتروشیمی چابهار عرض تشکر و خداقوت دارم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۷
چه قلم زیبایی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار