کد خبر: ۴۶۵۳۳۹
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۶ 23 July 2017
مریم های میرزاخانی کوچک 
امروز به صورت اتفاقی بنری دیدم که موفقیت دو دانش‌آموز شاید 12-10 ساله را تبریک می‌گفت؛ نا خوداگاه به یاد مریم میرزاخانی نابغه ریاضی جهان افتادم که سال‌های نه چندان دور خود صاحب ده‌ها فقره عنوان مشابه بود. به راستی چه شد که مریم میرزاخانی‌ها از کشور رفتند؟ مریم میرزاخانی امروز دیگر در بین جامعه اهل علم نیست، ولی مریم میرزاخانی های زیادی بین ما هستند که شاید با اندکی دقت بیشتر بتوانیم این ذخایر ملی را برای کشور حفظ کنیم.
زینب رحمانی و آتنا حسینی‌فر شاید مریم میرزاخانی های فردای این کشور باشند؛ ذخایری برای جامعه که بی شک بین صدها هزار نفر به ندرت بتوان امثال آنها را یافت. بیاییم قدر این ارزش‌ها را بدانیم. از این رو متن یکی از اساتیدم جناب آقای دکتر غلامعلی فرجادی در خصوص علل فرار مغزها را بازنشر می‌دهم.
________
سرمایه انسانی ماهر یکی از مهمترین عوامل در توسعه اقتصادی و اجتماعی هر جامعه است. مهاجرت افراد متخصص در واقع به معنای انتقال نیروی انسانی ماهر از کشورهای مبدا (عموماً کشورهای جهان سوم یعنی دقیقاً همان کشورهایی که نیاز مبرم به نیروی کارآزموده و متخصص دارند) به کشورهای پیشرفته است.
خروج این سرمایه انسانی زنگ خطری برای کشورهای جهان سوم به حساب می آید زیرا نه تنها اینگونه کشورها را با تنگنای نیروی انسانی ماهر روبه رو می سازد که جبران آن بسیار مشکل است بلکه وابستگی این کشورها را نیز به کشورهای صنعتی هر روز فزون تر می کند.
ایران در زمره کشورهایی است که با مساله فرار مغزها روبه رو بوده و مهاجرت متخصصان آن در سطح بالایی قرار دارد.
جدول شماره ۱ کشورهای مهاجرفرست را بر حسب بالاترین مهاجرت افراد تحصیلکرده در سال ۲۰۰۰ نشان می دهد. براساس جدول بالا ایران در سال ۲۰۰۰ با بیش از ۳۰۰ هزار مهاجر نیروی انسانی ماهر در رتبه پانزدهم قرار داشته است.
اگرچه ایران از نظر قدر مطلق تعداد مهاجران در سال ۲۰۰۰ در ردیف پانزدهم بوده است ولی در بین کشورهای فوق به لحاظ نسبت تعداد مهاجران تحصیلکرده به کل مهاجران ایران جزء ۴ کشور اول با بالاترین نرخ مهاجرت تحصیلکرده ها بوده است. (جدول ۲)
عوامل موثر بر مهاجرت نیروی انسانی ماهر در کشورهای مبدأ (عوامل دافعه) عبارتند از؛
۱) پایین بودن سطح توسعه و درآمد سرانه کشور
پژوهش های مختلف نشان می دهد ارتباط نیرومندی بین مهاجرت افراد تحصیلکرده و سطح توسعه و درآمد سرانه کشور وجود دارد، در واقع شکاف بین سطح زندگی و درآمد سرانه کشورهای ثروتمند و کمتر برخوردار یکی از عوامل مهاجرت افراد تحصیلکرده به کشورهای پیشرفته است. مهارت نهاده یی است که دستمزد آن را عرضه و تقاضای بین المللی تعیین می کند، در حالی که دستمزد افراد بی سواد، غیرماهر و غیرمتخصص را عرضه و تقاضای داخلی کشور تعیین می کند. در واقع افراد ماهر و متخصص به دلیل وجود تقاضا در کشورهای دیگر از قدرت انتخاب بالاتری برخوردار بوده و در صورت پایین بودن سطح دستمزد در کشور مبدأ سهل تر و کم هزینه تر می توانند اقدام به مهاجرت کنند. فیزیکدان ها، متخصصان و تحلیلگران مالی، حسابداران، ریاضیدان ها، پزشکان متخصص، مهندسان به ویژه در رشته های نفت و گاز، پتروشیمی، صنایع، کامپیوتر و... دارای تقاضای نسبتاً زیادی در کشورهای پیشرفته بوده و از احتمال مهاجرت بیشتری برخوردارند.
۲) سایر عوامل اقتصادی
علاوه بر درآمد سرانه و تفاوت های درآمد انتظاری بین کشور مبدأ و مقصد سایر عوامل اقتصادی مانند نرخ بیکاری در کشور مبدأ و تفاوت آن با نرخ بیکاری کشور مقصد نیز در مهاجرت متخصصان موثر است و انتظار می رود با بالارفتن نرخ بیکاری تحصیلکرده ها در کشور مبدأ میزان مهاجرت افراد ماهر نیز افزایش یابد.
۳) نظام آموزش عالی
در اکثر کشورهای در حال توسعه تقاضا برای آموزش عالی بسیار بالاست. علت اصلی بالا بودن تقاضا در این کشورها از یک طرف مربوط به موقعیت و پرستیژ اجتماعی دارندگان مدرک تحصیلات عالی و از طرف دیگر به دلیل رایگان بودن بخش عمده نظام آموزشی عالی است که ریشه در دولتی بودن آن دارد. متاسفانه با وجود بالا بودن تقاضا برای ورود به دانشگاه نظام اقتصادی قابلیت جذب خیل عظیم فارغ التحصیلان را نداشته و نتیجه آن عرضه مازاد فارغ التحصیلان دانشگاهی است که نمی توانند در اقتصاد داخلی جذب شوند. با بالا رفتن نرخ بیکاری فارغ التحصیلان احتمال مهاجرت آنان نیز افزایش می یابد. علاوه بر این نظام آموزش عالی در اکثر کشورهای در حال توسعه از دو ویژگی دیگر نیز برخوردار است که روند مهاجرت را تسریع می کند؛
الف) از یک طرف نظام آموزش عالی افراد زیادی را در رشته هایی آموزش می دهد که ارتباط ضعیفی با نیازهای اقتصادی- اجتماعی کشور دارد.
ب) از طرف دیگر افراد زیادی در رشته ها و تخصص هایی با بالاترین کیفیت آموزش می بینند که با نیازهای حرفه یی کشورهای پیشرفته تناسب بیشتری دارد.
پژوهش های متعدد نشان می دهد مهاجران تحصیلکرده در هر دو دسته آموزشی وجود دارند، اگرچه عوامل تعیین کننده در مهاجرت آنها متفاوت است. افرادی که در رشته های علوم انسانی و تا حد کمتری علوم اجتماعی و دیگر رشته های کمتر کاربردی تحصیل کرده اند دست به مهاجرت می زنند، عمدتاً به دلیل اینکه بازار کار داخلی امکان به کارگیری آنها را ندارد به عکس افرادی که در تخصص های کاربردی و رشته های مهندسی، پزشکی و علوم تحصیل کرده اند مهاجرت می کنند و دلیل عمده مهاجرت آنها نه بیکاری که بیشتر شکاف درآمدی بین کشور مبدأ و مقصد است.
۴) شرایط کار
علاوه بر متغیرهای اقتصادی عوامل غیرپولی و غیرمادی نیز در مهاجرت افراد تحصیلکرده تاثیر بسزایی دارد. اگرچه این عوامل می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد ولی به هرحال می توان به طور کلی آنها را به موارد زیر طبقه بندی کرد؛
الف) انعطاف ناپذیر بودن ساختارهای نظام آموزشی و پژوهشی به دلیل نبود نظام انگیزشی موثر
ب) پایین بودن فرصت پیشرفت علمی به دلیل وجود دیوان سالاری سنتی و دست و پاگیر
ج) ضعیف بودن امکان ارتباط متخصصان داخلی با متخصصان خارج از کشور در جهت پیشرفت های علمی
د) پیچیده و زمانبر بودن نظام گزینش و استخدام
ه) کمبود امکانات پژوهشی و عدم ارتباط پژوهش ها با نیازهای ملموس جامعه
و) نبود یا ضعیف بودن نظام شایسته سالاری در استخدام، ارتقا و پیشرفت علمی و حرفه یی
۵) عوامل سیاسی و اجتماعی
عوامل سیاسی و اجتماعی فرهنگی نیز در مهاجرت نقش عمده یی دارند که اهمیت آن کمتر از عوامل اقتصادی نیست. در واقع متخصصان نسبت به عوامل سیاسی و اجتماعی حساس تر و آسیب پذیرتر بوده و به شدت عکس العمل نشان می دهند.
وجود تنوع عقاید سیاسی، تکثرگرایی و چندصدایی و پذیرش مشارکت افراد تحصیلکرده در اداره امور کشور موجب می شود فضای سیاسی هر کشوری از سلامت بیشتری برخوردار شده و مانع مهاجرت متخصصان شود.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار